محمد علیخانی گفت:برخی در مورد اتوبوس و مترو صحبتهایی میکنند که ناشی از نداشتن اطلاعات است. برای مثال در حوزه مترو ما این اعتباری که برای تامین واگن در نظر گرفته شد، در وقت خود زنده کردیم و به قرار داد رساندیم. پس از آن مناقصه و قرارداد برگزار شد و برنده نیز مشخص شد. اما […]
محمد علیخانی گفت:برخی در مورد اتوبوس و مترو صحبتهایی میکنند که ناشی از نداشتن اطلاعات است. برای مثال در حوزه مترو ما این اعتباری که برای تامین واگن در نظر گرفته شد، در وقت خود زنده کردیم و به قرار داد رساندیم. پس از آن مناقصه و قرارداد برگزار شد و برنده نیز مشخص شد. اما در پیش پرداخت بانک مرکزی تعلل کرد و در بودجه ۱۴۰۰ این ردیف حذف شد.
او، در واکنش به اینکه مقرر شده است سهم ۱۵ درصدی در نظر گرفته شده برای تامین مالی طرف ایرانی بین دولت و شهرداری نصف شود و۷ و نیم درصد را شهرداری و مابقی را دولت پرداخت کند، آیا این رقم در توان شهرداری هست؟ گفت: تامین منابع مالی ۶۳۰ واگن مترو تکلیف دولت بوده است و با این کارها از زیر بار تکلیف خود شانه خالی می کنند و این اجحافی در حق مردم شهر است.
در ابتدا قرار بود دو هزار واگن به کلانشهرها بدهند که هزار و ۵۰ مورد آن سهم تهران بود و این عدد به ۶۳۰ دستگاه رسید. حالا بعد از این همه تلاش و پیگیری میگویند مبلغی را شهرداری پرداخت کند.
شهرداری باید پول داشته باشد که بتواند سهمی را که برایش در نظر گرفتهاند را پرداخت کند. هر واگن قطار هم اکنون یک میلیون دلار قیمت دارد که معادل ۲۵ هزار میلیارد تومان میشود. در حالی که قبل از گرانی دلار ۵ میلیارد تومان قیمت داشته و اکنون ۵ برابر شده است. برای هزار واگن ۲۵ هزار میلیارد باید هزینه شود که با توجه به سهمی که برای شهرداری در نظر گرفته شده باید ۱۲ هزا ر و ۵۰۰ میلیارد تومان پول دهد.کل بودجه حمل و نقلی شهرداری را هم روی هم بگذارید نمیشود این پول را تامین کرد و چنین چیزی نشدنی است.
به بسیاری از خطوطی که احداث شد انتقاد داشتیم و هیچ وقت هم دوچرخه بازی نکردیم. ما اعتقاد داشتیم که اولویت با مترو است و نه دوچرخه، و به صورت نمایشی دوچرخه سواری نکردیم و کمیسیون عمران و حمل و نقل به این رویدادهایی که به صورت نمادین مسیری را ببندند و با حضور عکاس و فیلمبردار مسیری را طی کنند اعتقادی نداشت و در آن شرکت نکرد.
به بسیاری از خطوط انتقاد داشتیم از جمله همین خط دوچرخه خیابان بهشت، که قبل از احداث اعلام کردیم این مسیر اشتباه است و به زودی جمع خواهد شود اما به حرف ما گوش نداند و در آخر نیز آن را جمع کردند که اینها جز خسارت چیز دیگری نداشتند. هزینه آنها را چه کسی میدهد؟ به جای این پول باید اتوبوس میخریدند و به این مساله انتقاد داشتیم.
کار نباید به صورت دستوری باشد. مسیرها باید از محلات به سمت ایستگاههای حمل و نقل باشد. مردم که وسط بزرگراه نمیتوانند دوچرخه را تحویل دهند، باید مسیر مشخصی در نظر گرفته شود و از یک جایی تعریف شود. در دنیا نیز همینگونه است و ایستگاههای حمل و نقل و دچرخه باید به هم متصل باشند. در حالی که متاسفانه برخی از مسیرهای دوچرخه در تهران اینگونه هستند.