قطر در سال ۲۰۱۷، ممنوعیت ۱۲ ساله توسعه بزرگترین میدان گاز طبیعی جهان را که بیشتر آن در زیر آب های خلیج فارس قرار داد، لغو کرد. در مدت کوتاهی پس از آن اعلام کرد قصد دارد از سهم خود از میدان (ایران هم ذینفع این میدان گازی است) از طریق یک پروژه ۳۰ میلیارد […]" /> فرصت پرس - برگزاری مناقصه برای تحویل گازوئیل به آفریقا
یکشنبه, ۰۶ آذر ۱۴۰۱
»   اقتصادی, امور زیربنایی  »   برگزاری مناقصه برای تحویل گازوئیل به آفریقا
3 مهر 1401 , ساعت 22:34

برگزاری مناقصه برای تحویل گازوئیل به آفریقا

بسیاری از آنها در حال حاضر خارج از بازار قیمت‌گذاری شده‌اند. سعد رحیم از شرکت تجاری ترافیگورا، می‌گوید که مناقصه برای تحویل گازوئیل به آفریقا سه یا چهار پیشنهاد دریافت می‌کرد. در حال حاضر آنها اغلب تنها یک پیشنهاد دریافت می‌کنند.

قطر در سال ۲۰۱۷، ممنوعیت ۱۲ ساله توسعه بزرگترین میدان گاز طبیعی جهان را که بیشتر آن در زیر آب های خلیج فارس قرار داد، لغو کرد. در مدت کوتاهی پس از آن اعلام کرد قصد دارد از سهم خود از میدان (ایران هم ذینفع این میدان گازی است) از طریق یک پروژه ۳۰ میلیارد دلاری به نام توسعه میدان شمالی NFE بهره برداری کند. توسعه میدان شمالی برای افزایش تولید گاز طبیعی مایع LNG کشور از میزان فعلی ۷۷ میلیون در سال به ۱۱۰ میلیون تن در هر سال در سال ۲۰۲۶ طراحی شده است، مقداری که در صورت گسترش، ۱۵۲ میلیارد مترمکعب گاز خواهد بود. منتقدان آن را به عنوان یک بازی خطرناک غیرقابل اجرا می‌دیدند؛ قطر در پاسخ اعلام کرد که فاز دوم این طرح را تا سال ۲۰۲۷ به ۱۲۶ میلیون تن در سال می‌رساند که یک سوم اندازه بازار گاز مایع طبیعی امروز است.

در سال ۲۰۱۹، اشباع جهانی گاز مایع طبیعی، قیمت نقدی را در آسیا جایی که قطر بیشترین حجم گاز خود را در آن به فروش می‌رساند، به ۵.۴۹ دلار در هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا رساند که پایین‌ترین قیمت در یک دهه اخیر است. یک سال بعد، با اعمال قرنطینه‌ها در مواجهه با همه‌گیری کووید – ۱۹ که تقاضا را کاهش داد، قیمت‌ها ۲۰ درصد دیگر کاهش یافت و به ۴.۳۹ دلار رسید که پایین‌ترین رقم در تاریخ است. منتقدان توسعه میدان شمالی ضعف را حس کرده بودند، اما سعد الکعبی وزیر انرژی قطر به برنامه خود پایبند بود. محاسبات او نشان داد که تا سال ۲۰۲۵ «بیش از دو سال دیگر» جهان بار دیگر هوس گاز خواهد کرد.

آقای الکعبی در زمان بندی دچار مشکل بود و نه چیز دیگری. در سال ۲۰۲۱، افزایش تقاضای انرژی باعث شد که مصرف کنندگان برای مصرف گاز مایع طبیعی تلاش کنند، تا حدی به این دلیل که این نوع از انرژی نسبت به زغال‌سنگ دوستدار آب و هوا است. در سال ۲۰۲۲، جنگ در اوکراین که شاهد افزایش شش برابری قیمت گاز اروپا در یک سال بود، هیات‌ها را پشت سر هم به دوحه، پایتخت قطر در جستجوی ذخایر فرستاد. در روزی که اکونومیست با آقای الکعبی ملاقات کرد، چارلز میشل رییس شورای اروپا نیز در شهر بود و در برابر گرمای شدید و تب ساختگی فوتبال – قطر میزبان جام جهانی زمستان در سال جاری است – برای درخواست گاز بیشتر سفر کرده بود. دو هفته پیش از آن نخست وزیر یونان و دو هفته پس از آن صدراعظم آلمان به این کشور سفر کردند.

به نظر می‌رسد این سفرها برد زیادی به دنبال نداشته است. قطر در ماه آگوست ۲ میلیون تن گاز مایع طبیعی به اروپا فرستاد. این تنها یک پنجم کل حجمی بود که در آن ماه ارسال کرد، اما به گفته آقای الکعبی در حدی بود که امکان آن وجود داشت، زیرا مابقی این حجم به قراردادهای بلندمدت عمدتا به آسیا وابسته است. در آینده نیز لزوما همه چیز آسان‌تر نخواهد شد. آقای الکعبی با پنج شرکت از بزرگترین شرکت‌های نفت و گاز غربی قرارداد همکاری امضا کرده است. اما او همچنین در مورد مشارکت بالقوه با شرکت‌های چینی، هندی، ژاپنی و کره جنوبی بحث می‌کند. او مایل است «با همه» معاملات عرضه مستقیم انجام دهد. معامله قطر به یک تغییر اساسی در سیستم جهانی تجارت انرژی اشاره دارد. در سال‌های اخیر، اصول اصلی سازمان‌دهی شبکه پیچیده خریداران و فروشندگان سوخت در سراسر جهان، نگرانی‌ها از قیمت و همچنین نگرانی‌های آب و هوایی بوده است. اکنون جنگ در اوکراین امنیت انرژی را در زمانی که عرضه نمی‌تواند به سرعت رشد کند، دوباره به بحث‌ها وارد کرده است. بازاری که ظهور خواهد کرد از نظر ساختاری تنگ‌تر خواهد بود. همچنین در امتداد یک نصف النهار از اورال تا عربستان سعودی تقسیم خواهد شد و به کشورهای حاشیه خلیج فارس اجازه می‌دهد تا فرصت‌های آربیتراژ را بدون سابقه قبلی انجام دهند.

از سه جریان سوختی که بیشترین اهمیت را دارند – نفت خام، فرآورده‌های نفتی (نفت تصفیه شده) و گاز طبیعی – با موردی شروع می‌کنیم که کمترین خرابی در آن مشهود است: بازار ۱۰۰ میلیون بشکه در روز نفت خام. از ماه دسامبر، کشورهای اروپایی واردات دریایی از روسیه را ممنوع خواهند کرد. این واردات در ژانویه گذشته ۱.۹ میلیون بشکه در روز بود. صادرات نفت خام روسیه حدود ۵ میلیون بشکه در روز است که این امر را به ضرر قابل توجهی تبدیل می‌کند. تحریم‌های اروپا در مورد جریان کوچکتر نفت، حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز، که از طریق خط لوله وارد می‌شود، اعمال نمی‌شود. روزنه‌ای که برای راضی نگه داشتن مجارستان محصور در خشکی طراحی شده است. روسیه با توجه به این فرصت برای مجازات اروپا و ایجاد اختلاف، ممکن است به هر حال جریان را از طریق خط لوله قطع کند.

این کشور می‌تواند این موضوع را در نظر بگیرد چرا که نفت خام روسیه که به اروپا فروخته نمی‌شود، می‌تواند در کشورهای دیگر به فروش برسد. شرکت مشاوره ریستاد انرژی بر این باور است که روسیه می‌تواند ۷۵ درصد نفتی را که اروپا از آن دوری می‌کند، تغییر مسیر دهد. این تغییر مسیر از قبل در حال انجام است. اگرچه واردات نفت روسیه از فوریه، ۷۶۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است، اما آمار کشتی‌هایی که بنادر روسیه را ترک می‌کنند نشان می‌دهد که این کشور در حال حاضر نیم میلیون بشکه بیشتر از یک سال قبل در روز نفت صادر می‌کند که به معنای ۱.۳ میلیون بشکه در روز است. همانطور که در نمودار زیر مشخص است، در حال حاضر آنها مقصد جدیدی پیدا کرده‌اند.

ماه گذشته هند که پیش از فوریه نفت کمی از روسیه خریداری می‌کرد، ۷۶۵ هزار بشکه در روز نفت از این کشور وارد کرد. چین هم ۹۰۰ هزار بشکه در روز وارد کرد که نسبت به سال قبل ۲۳۰ هزار بشکه افزایش داشته است. آدی ایمسیروویچ رییس سابق بازرگانی نفت گازپروم غول دولتی روسیه، که اکنون در موسسه مطالعات انرژی آکسفورد حضور دارد، بر این باور است که ظرفیت ذخیره سازی و پالایشگاهی چین می‌تواند بسیاری از بشکه‌های مازاد روسیه را پس از سرکوب تخلیه کند.

اروپا مایل است این تغییر جهت را متوقف کند. با شروع تحریم‌ها، شرکت‌های بیمه اروپایی که بر بازار جهانی کشتیرانی تسلط دارند، از ارائه بیمه به کشتی‌های حامل نفت روسیه منع شده‌اند. این ممکن است برای بازیگران بزرگی مانند هند و چین که می‌توانند خود بیمه شوند، اهمیت چندانی نداشته باشد. اما برای خریداران کوچکتر که فاقد چنین امکانی هستند، مانند کشورهای آفریقایی که در ماه آگوست ۲۰۰ هزار بشکه در روز از روسیه وارد کردند، در حالی که پیش از این هیچ خریدی از روسیه نداشتند، مشکل‌ساز باشد. اروپا ممکن است کشورهایی را که موافق خرید این کالاها با قیمت تعیین شده توسط گروه ۷ هستند، معاف کند تا چنین معاملاتی کم و بیش برای روسیه بی‌سود باشد. روسیه گفته است که نفت خود را به قیمتی که گروه ۷ تعیین می‌کند، نخواهد فروخت.

نفت خام مریض!

با این حال، روسیه در حال حاضر کمتر از قیمت واقعی، نفت خود را می‌فروشد. نفت خام اورال ۲۰ تا ۳۰ درصد کمتر از نفت برنت که معیار جهانی است، فروخته می‌شود. با افزایش حجم، تخفیف ممکن است بیشتر شود. اگر روسیه قراردادهای بلندمدت با کشورهای آسیایی به امضا برساند، همانطور که به نظر می‌رسد قصد انجام آن را دارد، آنها در ازای ارائه بازار تضمینی، قیمت بهتری طلب خواهند کرد. از آنجایی که این چشم انداز قیمت را در آسیا کاهش می‌دهد، تولیدکنندگان درجه دوم مانند آنگولا، برزیل، نروژ و ونزوئلا تولید خود را به سمت اروپا هدایت می‌کنند. اما تاکنون وظیفه رفع عطش اروپا بیشتر بر عهده کشورهای حاشیه خلیج فارس است که محموله‌های آنها به این بلوک به ۱.۲ میلیون بشکه در روز رسیده است که از ۵۰۰ هزار بشکه در روز در ماه فوریه افزایش داشته و آمریکا که ماه گذشته رکورد ۱.۶ میلیون بشکه در روز را ارسال کرد.

در سال آینده، با وجود نفت کم یا بدون نفت روسیه، اروپا ممکن است نیاز بیشتری به آمریکا داشته باشد چرا که نفت خلیج فارس رو به اتمام است. اعضای ضعیف‌تر سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) مانند عراق و کویت، در حال حاضر کمتر از آنچه که کارتل توافق کرده، تولید دارند. تنها عربستان و امارات، فضایی برای افزایش تولید تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز دارند. اما آنها هم نگران هستند که کند شدن رشد ممکن است مانع تقاضای نفت شود و در عین حال تمایلی به تضعیف روسیه ندارند. تصمیم روسیه برای پیوستن به اوپک پلاس، همانطور که نسخه توسعه یافته کارتل شناخته می‌شود، در سال ۲۰۱۶، نتیجه دهه‌ها تلاش تولیدکنندگان عرب بود.

بازگشت ایران به بازار جهانی کمک زیادی به اروپا خواهد کرد. این کشور می‌تواند ظرفیت تولید خود را به سرعت به حدود ۴ میلیون بشکه در روز افزایش دهد. اما توافقی که تحریم‌های سنگینی را که آمریکا علیه جمهوری اسلامی وضع کرده به حالت تعلیق درمی‌آورد – کلید باز کردن قفل منابع ایران – چندان دست یافتنی به نظر نمی‌رسد. بنابراین، سال آینده وظیفه آمریکا خواهد بود که کمک کند و ممکن است، اگر قیمت‌ها به اندازه کافی بالا بماند تا کارگران نفت شیل را وسوسه کند که شیر استخراج نفتی خود را باز کنند.

در بلندمدت، قوی‌ترین اعضای اوپک باید بتوانند از سهم بازار خود دفاع کنند، حتی اگر تقاضای نفت به دلیل سقوط اقتصادی کاهش یابد. با قیمت فعلی حدود ۹۰ دلار در هر بشکه، اکثریت قریب به اتفاق نفت جهان مقرون به صرفه است. اگر قیمت نفت به نصف کاهش یابد، تقریبا تمام ذخایر عظیم عربستان سعودی سودآور باقی خواهد ماند با این وجود همانطور که در نمودار زیر مشخص است، این مساله را نمی‌توان برای آمریکا، کانادا یا روسیه عنوان کرد. اگر اقدامات آب و هوایی به موفقیت دست یابد، تقاضا را به کسری از آنچه امروز است کاهش دهد، تولیدکنندگان کم هزینه آخرین کسانی خواهند بود که باقی خواهند ماند. نفت خام اما تمام ماجرا نیست. نفت باید پالایش شود اگرچه پالایشگاه‌های جهان در مجموع ظرفیت کافی برای تصفیه نفت خام را دارند اما به طور مساوی توزیع نمی‌شوند. کمبود روز افزون ظرفیت پالایشگاهی در غرب وجود دارد. همچنین چین دارای ظرفیت اضافی است. این بدان معناست که تاثیر ممنوعیت اروپا بر فرآورده‌های نفتی روسیه پیچیده‌تر و شاید گسترده‌تر خواهد بود.

به دلیل آلودگی و انتشار گازهای گلخانه‌ای و انتظار کاهش تقاضا با برقی شدن ترافیک جاده‌ها، شرکت‌های بزرگ نفتی غرب سرمایه‌گذاری کمی در پالایشگاه‌ها انجام داده‌اند. عدم نگهداری در طول قرنطینه‌های مختلف باعث کاهش بیشتر ظرفیت می‌شود. یکی از کارکنان شرکت داده‌ای کپلر معتقد است: از آنجایی که نفت خامی که اکنون وارد می‌شود با نفت روسیه که بسیاری از پالایشگاه‌های این کشور برای پالایش آن طراحی شده‌اند، یکسان نیست، برخی از ظرفیت آن برای نیازهای روز مناسب نیست. این بدان معناست که اروپا نمی‌تواند به سادگی ۱.۵ میلیون بشکه در روز فرآورده‌های نفتی را که سال گذشته از روسیه خریداری کرد، با نفت خامی که می‌تواند خود پالایش کند، جایگزین کند.

در مقابل، در چین، نگرانی‌ها در مورد انتشار گازهای گلخانه‌ای منجر به استفاده ناکافی از پالایشگاه‌ها شده است. مقامات پکن در سال جاری سهمیه‌های صادراتی مجاز پالایشگاه‌های بزرگ را تقریبا نصف کردند. حدود ۴ میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایشگاهی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. از آنجایی که نه چین و نه هند که پالایشگاه‌های فراوانی دارند، تشنه فرآورده‌های نفتی نیستند، روسیه برای هدایت نفت تصفیه‌ شده‌ای که دیگر نمی‌تواند به اروپا بفروشد (و مقدار کمتر، ۴۰۰ هزار بشکه در روز که به آمریکا می‌فروخت) بیشتر دچار مشکل خواهد شد. این اتفاق ناخوشایندی برای روسیه است. اما بدان معناست که بر خلاف تحریم‌های نفت خام، تحریم‌های فرآورده‌های نفتی به مقدار محصول در بازار کاهش می‌یابد.

آمریکا اقدامات زیادی برای پر کردن این شکاف انجام می‌دهد. ماه گذشته این کشور رکورد ۶.۴ میلیون بشکه در روز محصولات پالایش و صادر شده را به ثبت رساند که یک میلیون بشکه افزایش در روز، طی یک سال گذشته داشت. اما پالایشگاه‌های این کشور نمی‌توانند به همان سرعت تولیدکنندگان نفت به تقاضا پاسخ دهند و آنها در حال حاضر با ظرفیت متوسط ۹۳ درصد، بسیار بالاتر از سطح ۸۵ درصد که پایدار تلقی می‌شود، کار می‌کنند. دیر یا زود، تاجران بر این باورند که جذابیت سود باعث می‌شود چین محدودیت‌های صادراتی خود را کاهش دهد. نشانه‌هایی وجود دارد که ممکن است در حال حاضر هم این جذابیت‌ها در کار باشد. یک رییس نفت اماراتی می‌گوید اگر چنین باشد، تجارت جهانی فرآورده‌های نفتی ممکن است به یک «عملیات نفت‌شویی» غول پیکر تبدیل شود و نفت خام روسیه به چین و هند برسد و به محصولاتی تبدیل شود که در نهایت به اروپا می‌رسد.

اروپا ممکن است تصمیم بگیرد که چشم خود را بر این موضوع ببندد. نیاز قاره به محصولات تصفیه شده ممکن است شدید باشد و می‌تواند اینگونه توجیه شود که چنین فروش‌هایی واقعا روسیه را غنی نمی‌کند، زیرا نفت خام این کشور به هر حال به سمت جنوب و شرق جریان می‌یافت. اگر در عوض بخواهد چنین وارداتی را ممنوع کند، کار سختی پیش رو خواهد داشت. پالایشگاه‌ها همیشه می‌توانند گریدهای مختلف را با هم ترکیب کنند تا سهم نفت خام اورال کمتر از هر آستانه قانونی یا حتی قابل تشخیص باشد.

در هر صورت، نفت پالایش شده خلیج فارس مدنظر است که عربستان سعودی و امارات هر دو ظرفیت خود را در سال‌های گذشته افزایش داده‌اند و در نتیجه خریداران مشتاق خواهند یافت. تاریخ نشان می‌دهد که اگر آنها بخواهند ظرفیت پالایشگاه خود را بیشتر گسترش دهند، می‌توانند سریع‌تر از رقبای خود و با هزینه سیاسی کمی این کار را انجام دهند. کشورها از خرید نفت پالایش شده روسیه برای آربیتراژ در برابر صادرات گران‌تر خود خوشحال هستند.

سرمای بزرگ

اگر مواجهه با عرضه محدود محصولات نفتی مشکلی را ثابت کند، کمبود گاز طبیعی بدتر و فرصت بزرگتری برای خلیج فارس خواهد بود. همانطور که در نمودار زیر مشخص است، گاز روسیه در سال گذشته ۴۵ درصد از واردات اروپا را به خود اختصاص داد که بیشتر آن از طریق خط لوله انجام می‌شد. روسیه در ژوئن شروع به کاهش و قطع تحویل از طریق نورد استریم، مجرای اصلی آن کرد و در اوایل ماه آن را به طور نامحدود متوقف کرد. موسسه مشاور مک کینزی تخمین می‌زند که اگر راه‌اندازی مجدد صورت نگیرد اما سایر خطوط لوله به کار خود ادامه دهند، اروپا در کل سال ۲۰۲۲، از روسیه ۹۰ میلیارد متر مکعب گاز دریافت خواهد کرد که ۶۰ تا ۷۰ میلیارد متر مکعب کمبود گاز را به همراه خواهد داشت.

اگر روسیه در سال ۲۰۲۳ اصلا گازی عرضه نکند، اروپا باید ۱۴۰ میلیارد مترمکعب اضافی در سال آینده جایگزین کند – حفره‌ای معادل ۱۴ درصد از حجم تجارت جهانی گاز و ۲۷ درصد از بازار گاز مایع طبیعی.

و اروپا باید بیشتر به سمت بازار گاز مایع طبیعی بچرخد. امسال باید بتوان حدود ۳۰ میلیارد مترمکعب از حجم از دست رفته روسیه را با تولید بیشتر از دریای شمال جایگزین کرد. اما سال آینده نروژ که تعمیر و نگهداری دکل را به تعویق انداخته تا از توقف جلوگیری کند، ممکن است تولید کمتری داشته باشد. خطوط لوله‌ای از آذربایجان و الجزایر وجود دارد و خط لوله آذربایجان ممکن است بتواند مقدار بیشتری نیز انتقال دهد. اما واردات از الجزایر با بسته شدن یکی از دو خط لوله در سراسر دریای مدیترانه کاهش یافته است. با بازگشایی آن، صادرات به احتمال زیاد افزایش چندانی نخواهد داشت. میدان‌های گازی الجزایر رو به کاهش است و مصرف این کشور در حال افزایش است. پرل پترولیوم که یک تولیدکننده گاز در عراق است، در حال توسعه میدانی در کردستان است که پس از بزرگ شدن و اتصال به شبکه خط لوله ترکیه، سالانه ۲۰ میلیارد متر مکعب به اروپا ارسال می‌کند که بدر جعفر رییس پرل می‌گوید شاید در کمتر از یک سال آینده شروع به کار کند. اما گفت‌وگوها در این باره برای ماه‌ها متوقف شده است، زیرا اروپا به یک قرارداد بلندمدت متعهد نیست. شکایات گیج کننده مشابهی در جاهای دیگر هم شنیده می‌شود. یکی از تولیدکنندگان گاز که اخیرا با وزیر انرژی آلمان صحبت کرده است، این وضعیت را «اسکیزوفرنیک» توصیف می‌کند:‌ به شدت خواهان گاز است اما نمی‌تواند متعهد به خرید بیشتر از زمستان آینده شود. آقای الکعبی می‌گوید که اصرار اروپا بر پرداخت قیمت نقدی، موافقت با قراردادهای بلندمدت با امنیت عرضه را برای او دشوار می‌کند.

نبود خطوط لوله به این معنی است که بیشتر کسری باید از طریق گاز مایع طبیعی جبران و یا اساسا بدون آن انجام شود. هنگامی که گاز روسیه در دسترس بود، اروپا گاز مایع طبیعی را یک منبع غیرضروری می‌دانست که با داشتن یک کمربند کاملا قابل استفاده، نیازی به آن نداشت و هیچ کاری برای تشویق تولیدکنندگان گاز طبیعی در آمریکا و جاهای دیگر برای حذف تاسیسات مایع سازی انجام نداد. خریدهای این شرکت از گازپروم با قیمت گاز در یک مرکز هلندی در طول یک دهه بسیار پایین بود و به همین دلیل وارد معاملات بلندمدت نشد. علاقه اتحادیه اروپا به حدی ناچیز بود که بخش اعظمی از گاز مایع طبیعی که به این قاره وارد شده بود فورا به مقصد دیگری ارسال شد: سال گذشته اتحادیه اروپا بزرگترین صادرکننده مجدد گاز مایع طبیعی در کره زمین بود.

حالا که قاره به این گاز نیاز بیشتری دارد، با دو مشکل روبروست. یکی کمبود زیرساخت گازی سازی مجدد آن است. در اصل قاره ظرفیت تبدیل واردات گاز مایع طبیعی را به ۲۰۹ میلیارد مترمکعب گاز در سال دارد که در ظاهر کافی به نظر می‌رسد. اما آلمان، بزرگترین مصرف کننده گاز اروپا، اصلا پایانه‌های وارداتی ندارد و یک سوم ظرفیت آن در بریتانیا و اسپانیا است که از آنها فقط ظرفیت خط لوله کافی برای تامین سالانه ۳۵ میلیارد مترمکعب برای بخشی از قاره وجود دارد.

برای رفع این مشکل، کشورهای اروپایی برای جذب مبدل‌های متحرک روی کشتی‌های غول پیکر، هزینه‌های زیادی پرداخت می‌کنند. تا پایان سال ۲۰۲۳ ده فروند از آنها – یک پنجم ناوگان جهانی – در بنادر اروپا پهلو می‌گیرند. اتحادیه اروپا همچنین در حال ساخت پنج پایانه وارداتی در خشکی است که هزینه آن بین ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد دلار است، اما بهره‌برداری از آن زمان بیشتری می‌برد.

جریان‌های جدید

گاز مایع طبیعی این پایانه‌های جدید از کجا تامین می‌شود؟ تنها ۳۷ درصد از حجم جهانی گاز مایع طبیعی به صورت لحظه‌ای یا قراردادهای کوتاه مدت معامله می‌شود. مابقی آن در درازمدت قفل می‌شود که بازه آن معمولا یک دهه یا بیشتر است. در حال حاضر، اروپا تا جایی که می‌تواند نیاز خود را تامین می‌کند که عمدتا از طریق مکش از محموله‌هایی است که در غیر اینصورت به آسیا می‌روند. بهترین شاخص برای مقدار گاز مایع طبیعی که در دریا تغییر مسیر می‌دهد، جایی است که نفتکش‌ها در اقیانوس اطلس به پایان می‌رسند. جونگ‌چیانگ لو از ریستاد می‌گوید ماه گذشته ۷۰ درصد این گاز به اروپا رفته که در مقایسه با ۳۸ درصد سال گذشته افزایش داشته است. کشورهای آسیایی نیز بخشی از موجودی خود را مجددا به فروش می‌رسانند. اما به زودی جنگ پیشنهادات قیمتی می‌تواند شدیدتر شود زیرا خریداران آسیایی گاز مورد نیاز خود را برای زمستان انبار می‌کنند و تقاضای گاز چین از پایین‌ترین حد ناشی از سیاست‌های مقابله با کووید صفر افزایش می‌یابد.

به نظر می‌رسد همه اینها برای روسیه بسیار ناامید کننده باشد. اروپا ۷۶درصد از ۲۴۰میلیارد متر مکعب گاز صادر شده در سال گذشته را به خود اختصاص داده است. بنابراین قطع کردن آن باعث می‌شود مازاد به فروش نرسیده عظیمی برای آنها باقی بماند. خط لوله‌ای وجود دارد که میادین گازی آن (تقریبا همه در غرب کشور) را به چین متصل می‌کند، اما به سختی بزرگتر از اتصالات بریتانیا و اسپانیا به قلب اروپاست. چین، مغولستان و روسیه اخیرا برای بحث در مورد خط لوله‌ای که ممکن است بتواند ۵۰ میلیارد مترمکعب دیگر را تا سال ۲۰۳۰ به چین عرضه کند، ملاقات کردند که ظرفیت را بیش از دو برابر می‌کند. اما تصور اینکه چین که نمی‌خواهد خود را به یک تامین کننده غیرقابل اعتماد متصل کند، این ایده را تایید کند، سخت است مگر اینکه بتواند تخفیف هنگفتی دریافت کند و این پروژه را بی‌سود کند. همه اینها باید افزایش تولید گاز مایع طبیعی را برای دولت روسیه بسیار جذاب کند. اما تحریم‌های غرب روسیه را از فناوری و مهارت‌هایی که برای تحقق آن نیاز دارد، محروم می‌کند.

با گذشت زمان، عرضه جدید وارد عرصه خواهد شد. بخشی از آن از آفریقا می‌آید، جایی که امیدهای زیادی دارد، اگرچه شورش در نزدیکی یک میدان گاز غول پیکر در موزامبیک سرمایه‌گذاران را به ستوه آورده است. در آمریکا پروژه‌های جدیدی برنامه‌ریزی شده است که باید ۴۴ میلیون تن در هر سال (۶۰ میلیارد متر مکعب) تولید کند و امکانات موجود هم در آنجا و هم در استرالیا افزایش خواهد یافت و افزایش عظیم توسعه میدان شمالی در قطر وجود خواهد داشت. همانطور که در نمودار زیر مشخص است، همه این موارد گفته شده زیرساخت جدید کافی برای گاز مایع طبیعی جدید در جهان است تا ۲۶۰ میلیون متر مکعب بیشتر از آنچه که امروز صنعت با آن سروکار دارد، ایجاد کند که بیانگر ۷۴ درصد افزایش است.

همین کافی است تا نگرانی‌های برخی را در مورد مازاد عرضه افزایش دهد. آقای الکعبی یکی از آنها نیست – نه به این دلیل که آنها لزوما اشتباه می‌کنند، بلکه به این دلیل که او احساس می‌کند قطر می‌تواند اشباع را از بین ببرد. این کشور در زمینه گاز مانند آنچه امارات متحده عربی و عربستان سعودی در زمینه نفت دارند، دارای مزیت هزینه‌ای است. حتی اگر قیمت‌ها پایین بیاید، بسیاری از ذخایر قطر برای بهره‌برداری سودآور باقی خواهند ماند. آقای الکعبی می‌گوید: «جنبه منفی را پوشش داده‌ایم و دیگران قبل از ما آفلاین خواهند شد.»

گذار ناشی از جنگ، تحریم‌ها و افزایش کلی نگرانی‌های مربوط به امنیت انرژی برای بسیاری گران تمام خواهد شد. روسیه به صدر فهرست نزدیک است. درآمدهای این کشور از صادرات فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی به طور چشمگیری کاهش می‌یابد و هر اتفاقی که بیفتد، بازار گاز آن در اروپا دیگر هرگز مثل سابق نخواهد بود. اما برخی دیگر ممکن است تقریبا به همان اندازه، اگر نه بیشتر، رنج ببرند. چشم‌انداز کشورهای فقیر از نظر انرژی در جهان در حال توسعه بسیار بد است. بسیاری از آنها در حال حاضر خارج از بازار قیمت‌گذاری شده‌اند. سعد رحیم از شرکت تجاری ترافیگورا، می‌گوید که مناقصه برای تحویل گازوئیل به آفریقا سه یا چهار پیشنهاد دریافت می‌کرد. در حال حاضر آنها اغلب تنها یک پیشنهاد دریافت می‌کنند.

کشورهای دارای رفاه نیز مصون نیستند. اروپا حداقل در این مدت به ویژه آسیب خواهد دید. مناطق صنعتی آن ممکن است با از بین رفتن یک مزیت رقابتی که بر پایه گاز ارزان روسیه ساخته شده، پژمرده شود. اما همین امر ممکن است برای بخش‌هایی از آسیای صنعتی نیز اتفاق بیفتد که خود را با قیمت بالای گاز دائما درگیر می‌کنند.

مواردی وجود دارد که گاز به شکل منحصر به فردی برای آنها مناسب است – به طور مثال می‌توان به فرآیندهای صنعتی مانند تولید کود اشاره کرد. اما وقتی نوبت به تولید گرما یا برق می‌رسد، گاز را می‌توان جایگزین کرد. زغال‌سنگ به طور معمول حداقل دو برابر بیشتر از گاز سوزانده شده در نیروگاه‌های مدرن و گاهی اوقات بسیار بیشتر، دی اکسید کربن در هر کیلووات ساعت انرژی منتشر می‌کند. همچنین آلودگی هوای محلی کشنده ایجاد می‌کند. اما رقابت برای این چیزها در حال داغ شدن است.

بنگلادش و پاکستان هر دو در حال افزایش سهم خود هستند. زغال‌سنگ روسیه که تحت تحریم اروپا نیز قرار دارد، به طور فزاینده‌ای راه خود را به چین، هند و ترکیه پیدا می‌کند، البته با تخفیف ۴۰ تا ۶۰ درصدی. اروپا زغال‌سنگ را از آمریکا، کلمبیا، آفریقای جنوبی دریافت می‌کند – صادرات آنها در یک سال ده برابر شده است – و حتی از استرالیا. قیمت زغال‌سنگ با کیفیت بالا در ۹ ماه، سه رکود را به ثبت رسانده و هزینه‌های حمل و نقل بالاتر ارزش آن را دارد.

ذرات زمان

اگر اقلیم بازنده باشد که جهان را بازنده می‌کند. در مورد بازار آزاد هم همین مساله را می‌توان عنوان کرد. عرضه‌های کم، اوپک را دوباره به تولیدکننده نوسان تبدیل می‌کند و با ایجاد تغییرات جزیی در تولید، به آن قدرت می‌دهد تا قیمت‌ها را تغییر دهد. تعیین قیمت در گاز مایع طبیعی سخت‌تر است و آقای الکعبی می‌گوید قطر هرگز بخشی از یک کارتل مشابه اوپک نخواهد بود. اما در حالی که تا به حال به نظر می‌رسید قیمت‌گذاری نقطه‌ای در مسیر تبدیل شدن به یک هنجار جهانی است، شاخص سازی به سبک آسیایی در حال بازگشت به نفع خود است و مسیرهای بیشتری در حال قفل شدن هستند. قراردادهای جدید مقصد ثابت به ارزش ۲۰ میلیون تن در هر ساعت از ژانویه امضا شده است. به گفته شرکت مشاوره وود مکنزی، اکثر آنها برای ۲۰ سال یا بیشتر منقضی نمی‌شوند.

تولیدکنندگان بزرگی که ظرفیت صادرات بیشتر دارند با سودهای بادآورده روبرو هستند. آمریکا جایگاه خود را به عنوان صادرکننده اصلی سوخت فسیلی تثبیت خواهد کرد. استرالیا می‌تواند موقعیت خود را در سراسر آسیا در حال رشد سریع حفظ کند و بیشتر به چین بفروشد و همچنین تامین کننده منتخب ژاپن و کره جنوبی باشد. اما این چشم‌انداز برای کشورهای خلیج فارس است که به وضوح خودنمایی می‌کند.

عربستان سعودی و امارات روابط خود را با اروپا اصلاح کرده و احساس می‌کنند به اندازه کافی قوی هستند که درخواست‌های آمریکا را برای تولید بالا رد کنند. همانطور که کمبود فناوری و مردم به صادرات نفت روسیه دامن می‌زند، چشم انداز آنها در آسیا بهبود می‌یابد و در بازاری که به طور فزاینده‌ای سیاسی می‌شود، شهرت شهرهای خلیج فارس به عنوان مراکزی که همه چیز در آنجا جریان دارد، یک نقطه فروش قوی است. تاجران نفت از هند، روسیه و ژنو حضور خود را تقویت می‌کنند. در نیمه اول سال ۲۰۲۲، نفت روسیه ۱۱ درصد از ترانزیت نفت در فجیره، بندری در امارات را به خود اختصاص داد و بخشی از آن بعدا به عنوان نفت امارات مبدل شد. گری کینگ رییس سابق بورس کالای دوبی می‌گوید: همانطور که مرکز ثقل تجارت انرژی به سمت آنها حرکت می‌کند، معیارهای نفتی و مکان‌های معاملاتی آنها ممکن است نفوذ بیشتری پیدا کند.

شاید بزرگترین برنده قطر باشد. آژانس بین‌المللی انرژی به عنوان یک پیش‌بینی کننده رسمی می‌گوید که اگر کشورها تعهدات اقلیمی خود را تقویت نکنند، تقاضای گاز حداقل تا سال ۲۰۵۰ افزایش خواهد یافت. چنین مسیری از نظر تغییرات آب و هوایی بد خواهد بود، مشکلی که خلیج فارس به شدت در معرض آن است. اما این امر می‌تواند درآمدهای مستمر قطر را تضمین کند. اگر انتشار گازهای گلخانه‌ای سریع‌تر کاهش یابد، درآمد کمتری خواهد داشت. اما ممکن است در گرمای کمتر جهنمی بیشتر شکوفا شود و احتمالا هنوز هم بهتر از همسایگان خود عمل می‌کند. این مساله کاهش بلندپروازانه نفت را قبل از گاز، از بین می‌برد و تا زمانی که گاز در سطح جهانی معامله می‌شود، موقعیت قطر باید امن باشد.

اگر بازارهای جهانی بیشتر سقوط کنند، ممکن است برای انتخاب یک طرف تحت فشار قرار گیرد. اما به طور فعال گزینه‌های خود را افزایش داده است. قطرانرژی، شرکت ملی نفت قطر، در حال حاضر دارای پایانه‌های کلیدی واردات گاز مایع طبیعی در سراسر غرب، از جمله در بریتانیا و ایتالیا است. آقای الکعبی می‌گوید که قرار است در سال‌های آینده بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه کند که شامل ۱۰ میلیارد دلار برای پروژه گلدن پاس، پایانه بزرگ صادرات گاز مایع طبیعی در آمریکا و ۲۰ میلیارد دلار برای «بزرگترین سفارش کشتی گاز مایع طبیعی در تاریخ» می‌شود. اما همانطور که قطر بال‌های خود را باز می‌کند، همچنین به دنبال راه‌هایی برای حفظ کنترل است. یکی از مذاکره‌کنندگان در یکی از شرکت‌های غربی که در تابستان امسال در توسعه میدان شمالی شریک شدند، می‌گوید که شرایط این معامله به این معناست که محموله‌های مقصد به میل قطر قابل تغییر هستند.

مطالب مرتبط با موضوع اقتصادی  , امور زیربنایی

ماهامودو باومیا، معاون رئیس‌جمهور غنا گفته است: قراره مبادلات نفتی این کشور با طلا به جای دلار...
وزارت اقتصاد اعلام کرد: اجرای آزمایشی کالابرگ الکترونیک در یکی از استان‌های جنوبی کلید خورده و پس از آن احتمالا تا یک ماه آینده در کشور اجرا...

مطالب مرتبط با برچسب