سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۴۰۲ / قبل از ظهر / | 2024-03-05
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: 5106 |
تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۹:۵۷ | ارسال توسط :
156 بازدید
۰
می پسندم
ارسال به دوستان
پ

«ابراهیم اژدر رستمی» از جمله رزمندگان لشکر ۱۷ علی‌ابن ابیطالب(ع) است. او در خاطره‌ای به بیان مهارت در خوابیدنش در حین راه رفتن بیان می‌کند:قبل از عملیات رمضان،در سالن «سپنتا» مستقر شدیم.این سالن سوله‌های بزرگی داشت و به بخش‌های مختلف تقسیم شده بود. به لشکر «۱۷علی‌ابن‌ابیطالب (ع)» هم دو سوله دادند،ما هم آنجا مستقر بودیم. […]

«ابراهیم اژدر رستمی» از جمله رزمندگان لشکر ۱۷ علی‌ابن ابیطالب(ع) است. او در خاطره‌ای به بیان مهارت در خوابیدنش در حین راه رفتن بیان می‌کند:قبل از عملیات رمضان،در سالن «سپنتا» مستقر شدیم.این سالن سوله‌های بزرگی داشت و به بخش‌های مختلف تقسیم شده بود. به لشکر «۱۷علی‌ابن‌ابیطالب (ع)» هم دو سوله دادند،ما هم آنجا مستقر بودیم. برای اینکه آمادگی جسمانی بچه‌ها بالا برود، هر روز دو بار به آنها آموزش می‌دادیم.

آموزش‌ها آبی- خاکی بود.اگرچه بیشتر تمرین‌ها خاکی بود،اما برای عملیات آبی هم تمرین می‌کردیم.نزدیکی‌های اهواز،جایی را به شکل استخر درست کرده بودند تا تمرین شنا و عبور شبانه از رودخانه را در آنجا آموزش ببینیم. شب‌ها در مسیر جاده اهواز به خرمشهر راهپیمایی می‌کردیم.تمرین‌ها از سه کیلومتر شروع شده و کم کم تا ۴۰ و ۵۰ کیلومتر هم رسیده بود.بچه‌ها باید آمادگی پیاده‌روی را تا حدود ۳۵ کیلومتر کسب می‌کردند. به همین خاطر،بلافاصله بعد از خوردن شام،راه می‌افتادیم و ساعت یک دو نصف شب برمی‌گشتیم.

هر گردان در یک مسیر مشخص تمرین می‌کرد. مسیر پیاده روی گردان ما هم بیشتر در مسیر اهواز به خرمشهر بود. رفت و برگشت حدود پنج ساعت طول می‌کشید. من معمولاً در حال راه رفتن می‌خوابیدم. ساعت اول راهپیمایی بیدار بودم،ولی بعد از آن دیگر نمی‌توانستم مقاومت کنم و خوابم می‌برد. در اینجور خوابیدن مهارت داشتم. این مهارت را از دوران بچگی‌ام در روستا یاد گرفته بودم.

موقع تمرین،یک ستون از نیروها سمت راست جاده و ستون دیگر از سمت چپ حرکت می‌کردند. فقط مسئولین گروهان‌ها،دسته‌ها و من از وسط دو ستون و از روی آسفالت راه می‌رفتیم.مسیر مستقیم بود و فقط زمانی که سنگی به پایم می‌خورد،یا به چاله‌ای می‌افتادم، سریع بیدار می‌شدم. «سیدحسین صادقی» و بقیه مسئولین دسته‌ها،قضیه خواب من را فهمیده بودند. حسین به یکی از بچه‌ها می‌سپرد که موقع راهپیمایی حواسش به من باشد. می‌گفت:«وقتی دیدید رستمی فقط در یک خط مستقیم راه می‌ره، بدونید خوابش برده و مواظب باشید ماشین‌ها بهش نزنن.»

«لیلا مرتضی‌پور» خاطره «ابراهیم اژدر رستمی» از رزمندگان لشکر ۱۷ علی‌ابن ابیطالب(ع) را جمع‌آوری کرده است.

یادآور می شود، تصویر این خبر تزئینی است.

پایان خبر – ف م

منبع خبر ( ) است و فرصت پرس در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 5106 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  09800000000  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه فرصت پرس مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
لینک کوتاه خبر:
تبلیغات
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط فرصت پرس در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید